گفتگو با رحمان حسین زاده دبیرکمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری حکمتیست منتخب کنگره 4
کنگره چهارم حزب کمونیست کارگری حکمتیست در روزهای 25 و 26 سپتامبر در شهر گوتنبرگ سوئد برگزار شد . به همین بهانه با دبیرکمیته مرکزی منتخب کنگره چهارم حزب " رحمان حسین زاده " رادیو رهایی گفتگویی را ترتیب داده است که توجه شما را به شنیدن این گفتگو جلب می کنیم .لینک دانلود
بشنوید >>

3 نظرات:
آقای رحمان حسین زاده، سوالی که برای مشاهدگر مطلع در مورد کناره گیری کوروش مدرسی از مواضع رهبری حزب شما میتواند مطرح شود اینست که آیا این حرکت بازهم از جانب وی صورت میپذیرفت چنانچه پروژه حزب شما موفق میشد؟ چنانچه صدها و هزازها کارگر معترض به حزب شما می پیوستند و آماده باش اجرای اعتصابات سیاسی مورد نظر می بودند؟ چنانچه حزب شما در عرصه بین المللی مطرح میشد و در هر کشور صدها کمونیست حکمتیست شروع به سازمان سازی میکردند و تصاویر کوروش به مثابه لنین دوران در کوی و برزن دست بدست میگشت و اینترپل حقیقتا در پی او میبود؟ خیر! کوروش در این صورت مواضع رهبری حزب را رها نمیکرد!! اگر شما لااقل با خود روراست باشید در خلوت خود اذعان می کنید که پروژه این حزب به شکست انجامیده است!! پیشنهاد من به شما - به عنوان رهبر جدید - این است که حزب حکمتیست را به سمت وحدت برنامه ای مجدد با سایر "نیرو"های منشعب هدایت نمائید و کمک کنید تا جنبش کمونیستی از این وضعیت رقت بار بدر آید... با احترام! چهارم اکتبر 2010 بیژن بهزادی
دوست عزیز بیژن بهزادی ، من از این نوشته شما چیز زیادی دستگیرم نشد به جز اینکه شما از عینک خود به وقایعی مینگرید که فاکت و سند بر درست بودنشان دلالت دارد و به دور از منطق است که مسایل نشنیده و ندانسته را تحلیل کرد. بحث اینست که کورش مدرسی از لحاظ جسمانی با مشکل بزرگی روبرو شده است و دارد بینایی اش را از دست می دهد . آیا این شما را قانع نمی کند که یک فرد برای جلوگیری از زیانی بزرگ قالب کاری خود را عوض نکند؟ اما شما تمایل عجیبی دارید که مسئله را به جنبش ارتجاعی گذشته برگردانید که باید گفت حزب حکمتیست در مورد این سیاستهایش کاملترین اتحاد را در صفوف خود دید . بله کمونیزم شکست خورد و ارتجاع با سری افراشته دوباره نظام ضد کارگری و ضد بشری اسلامی را بیمه کرد. اما افتخار بر افراشته ماندن پرچم کمونیزم واقعی به دست رفیق کورش و حکمتیستها افتخار کمی نبود . کورش مدرسی اکنون تندتر و تیزتر به جنگ آنهایی می رود که مارکسیزم را دفع می کند ، به نقل از خودش . و همیشه جایگاه ویژه ای در سیاست گذاری این حزب خواهد داشت . شعار همه با هم شما به درد چپ های هپروتی می خورد که عکس امام را در ماه دیدند و اکنون با موسوی و کروبی نمیخواهند کشتی بگیرند و به این جنگ جناحی رنگ انقلاب انسانی می زنند. حتی به خاطرش حاضرند که لنین را به صلیب بکشند . عابد گل محمدی
آقای عابد گل محمدی، آنچه به شعار "همه با هم" پنجاه و هفتی معروف شده است حالا توسط شمابدل به مستمسکی برای ایجاد انشعاب در جنبش کمونیستی - کارگری شده است؟ لقب "چپ هپروتی" را هم میشود هرجا به هرکس زد. آیا مگر یک هدف جنبش کمونیستی ایجاد اتحاد بین مردم (کارگران) و سازمان دادن نیست؟ شما بعد از انشعاب حزبی تان هرجا که توانستید و در هر تشکیلات غیرحزبی هم انشعاب راه انداختید(در خارج کشور بین گروه های فعال زنان و پناهندگان، حتما اگر در ایران نیز میبودید و در تشکیلات مفروض کارگران نفوذی داشتید آنجا هم تلاش برای انشعاب میکردید؟!) فعالیت های بخش های مختلف باقی مانده از حککا صرف نظر از اینکه در کدام تشکیلات "محزوب" هستند تفاوت کیفی ندارد. این آن چیزی است که از شما همگی ساطع و مشاهده میشود. البته اگر اصلا فعالیت رو به بیرون داشته باشید. این را مینویسم که به حککا کم لطفی نکرده باشم آنها لااقل در حوزه های فعالیت رادیکال دموکراتیک خوب کار میکنند (نمونه: مینا احدی!!) برنامه "یک دنیای بهتر" هم که در حال حاضر مشمول پنج حزب میشود فقط میماند مشکل حل نشدنی صندلی... هرکدام از شما به قول و ادعای خودتان: "افتخار به برافراشتن پرچم کمونیزم واقعی" میکند. ولی این افتخارات به چه کسانی حواله میدهید، آیا باید برایتان کف بزنیم و هورا بکشیم؟ مدال میخواهید؟ حواستان هست که به چه مقولات بورژوائی و خردبورژوائی چنگ میزنید و دلخوش هستید؟ افتخار جایزه بورژوازی است و نسیب برنده مسابقه رقابت میشود...
ارسال يک نظر